تبلیغات
خانه کودک مهر و ماه تهرانپارس - تقویت دقت شنیداری ( قصه و دقت )
خانه کودک اردیبهشت شرق
خانه کودک مهر و ماه تهرانپارس

 

 

 تقویت دقت شنیداری(قصه ودقت)

 

بسیاری از کودکان در امر حساسیت شنیداری و دقت شنیداری ، ناتوان و ضعیف هستند و خانواده ها نمیدانند چه طور میتوان این مهم را تقویت نمود، برای این مهم داستانهای کوتاهی برای کودکان میتوان انتخاب نمودو به صورت نوشتاری و یا صوتی برای کودکان ارائه نمود. توصیه ما این است که والدین خود این داستانها را بخوانند. زیرا علقه و روابط عاطفی در این امر نقش بسیار بسزا ومهمی دارد. سپس بعد از نقل داستان، از بتن داستان سوالاتی مطرح میشود و کودک با این سوالات به مرور متوجه میشود. به چه نکاتی میبایست توجه کند و در عمل ما دقت شنیداری را به وی آموزش میدهیم .این شیوه در طولانی مدت کمک میکند، حساسیت و دقت کودکان  تقویت شود وخزانه لغات کودکان افزایش یابد. هربار داستان جدید میتواند به آنها تجربه و لغات جدید بیاموزد.

برای نمونه: چند داستان در زیر مطرح شده

 

داستان دوستی خاله خرسه

پیرمردی در دهی دور در باغ بزرگی زندگی می کرد . این پیرمرد از مال دنیا همه چیز داشت ولی خیلی تنها بود ،‌ چون در کودکی پدر و مادرش از دنیا رفته بود و خواهر و برادری نداشت . او به یک شهر دور سفر کرد تا در آنجا کار کند . اوایل ، چون فقیر بود کسی با او دوست نشد و هنگامیکه او وضع خوبی پیدا کرد حاضر نشد با آنها دوست شود ، چون می دانست که دوستی آنها برای پولش است.

یک روز که دل پیرمرد از تنهائی گرفته بود به سمت کوه رفت . در میان راه یک خرس را دید که ناراحت است . از او علت ناراحتیش را پرسید . خرس جواب داد : ” دیگر پیر شده ام ، بچه هایم بزرگ شده اند و مرا ترک کرده اند و حالا خیلی تنها هستم . “

وقتی پیرمرد داستان زندگیش را برای خرس گفت ، آنها تصمیم گرفتند که با هم دوست شوند .

مدتها گذشت و بخاطر محبتهای پیرمرد ، خرس او را خیلی دوست داشت . وقتی پیرمرد می خوابید خرس با یک دستمال مگسهای او را می پراند . یک روز که پیرمرد خوابیده بود ، چند مگس سمج از روی صورت پیرمرد دور نمی شدند و موجب آزار پیرمرد شدند .

عاقبت خرس با وفا از دست مگسها، خشمگین شد وبا خود گفت : ” الان بلائی سرتان بیاورم که دیگر دوست عزیز مرا اذیت نکنید . “

و بعد یک سنگ بزرگ را برداشت و مگسها را که روی صورت پیرمرد نشسته بودند نشانه گرفت و سنگ را محکم پرت کرد .

و بدین ترتیب پیرمرد جان خود را در راه دوستی با خرس از دست داد .

و از اون موقع در مورد دوستی با فرد نادانی که از روی محبت موجب آزار دوست خود می شود این مثل معروف شده که می گویند ”‌دوستی فلانی مثل دوستی خاله خرسه است . “

 

حالا  که قصه را خوب گوش کردید، بگو پیر مرد با چه حیوانی دوست شد؟

وقتی پیر مرد خوابید، چه چیزی مزاحم خوابش شد؟

خرس برای اینکه محبت پیر مرد را جبران کنه، وقتی مگسها اذیتش کردند، چه کار کرد؟

دوستی با چه افرادی ممکن است به ما آسیب برساند؟

 

این داستانها هم میتواند برای رده سنی 5 تا 10 سال در نظر گرفته شود. قاعدتا میتواند برای گروه سنی 5 تا 7 یکسری داستانها در نظر گرفته شود و برای گروه سنی 8 تا 10 سال، داستانهایی با محتوای عمیقتر معرفی می شود.

 

برای گروه سنی  نه و ده سال، حتی میتوان از شعرهایی که داستانی را روایت میکنند، نیز استفاده نمود.


دشمن دانا، دوست نادان

کودکی ازجمله آزادگان                                                                     رفت برون با دوسه همزادگان

پایش از آن پویه در آمد زدست                                                          مهردل و مهره پشتش شکست

شد نفس آن دوسه همسال او                                                            تنگ تر از حادثه حال او

آنکه ورا دوست ترین بود گفت                                                         در بن چاهی اش بباید نهفت

تا نشود راز چو روز آشکار                                                                تا نشویم از پدرش شرمسار

عاقبت اندیش ترین کودکی                                                              دشمن او بود در ایشان یکی

گفت همانا که در این همرهان                                                          صورت این حال نماند نهان

چونکه مرا زین همه دشمن نهند                                                      تهمت این واقعه برمن نهند

زی پدرش رفت و خبر دار کرد                                                        تا پدرش چاره آن کار کرد

دشمن دانا که غم جان بود                                                             بهتر از آن دوست که نادان بود

مخزن الاسرار نظامی گنجوی

 

حالا  به سوالات  مطرح شده پاسخ بده.

1-    برای یکی از کودکان که با دوستان همسن و سال خود بیرون رفته بود چه اتفاقی افتاد؟

2-    پیشنهاد دوست  صمیمی کودک برای حل مشکل چه بود؟

3-    آیا این پیشنهاد مورد قبول همه دوستان واقع شد؟

4-    پیشنهادی که مورد قبول قرار گرفت، از طرف کدام یک از کودکان مطرح شد؟

 

گردو و ناقوس

روزی، زاغی، گردوئی چید و آن را بالای ناقوسی برد. نشست و خواست گردو را بخورد، اما ناگهان گردو از میان پاهایش لیز خورد و در شکاف دیوار کهنهٔ ترک‌خورده‌ئی افتاد. و به‌این ترتیب از ضربه‌های کشنده نوک پرنده خلاص شد.

گردو، از شکافی که در آن افتاده بود با تمنّا به‌دیوار گفت: «ترا به‌خدائی که این همه بهت لطف کرده و این ارتفاع و قدرت را به‌تو عطا کرده و ناقوسی چنین با شکوه و با صدائی چنین جادوئی به‌تو هدیه کره، کمکت رو از من دریغ نکن! چون نه می‌توانم به‌‌شاخه‌های سبز پدر پیرم برگردم و نه برگ‌های خشک او می‌توانند روی مرا در زمین حاصلخیز بپوشانند. خواهش می‌کنم از من رونگردان! وقتی خودم را میان نوک‌های زاغ وحشی دیدم، آرزو کردم اگر بتوانم از چنگ او فرار کنم، بقیهٔ عمرم را در سوراخی کوچک بگذرانم». با شنیدن این حرف‌ها، دیوار خوشحال شد و تصمیم گرفت به‌گردو در همانجائی که هست اجازهٔ ماندن بدهد و برای همیشه پناهگاهش بشود.

باری، بعد از مدّتی، گردو شروع به‌باز شدن کرد و ریشه‌هایش را در فاصله‌ٔ میانِ سنگ‌های دیوار دوانید.

امّا از این که داشت شکاف دیوار را این طور پهن می‌کرد خیلی هم خوشحال نبود. شاخه‌هایش از نوک ساختمان ناقوس بالاتر رفت و ریشهٔ ویران‌کننده‌اش هم بزرگ و بزرگ‌تر شد. طولی نکشید که گردوی جوان دیوار را شکافت و سنگ‌های کهنه را جابه‌جا کرد.

بله دیوار بزرگ پشیمان شد و فهمید در اعتمادش به‌گردو اشتباه کرده است. و در حالی که برای نابودیش گریه می‌کرد، دانست خیلی دیر شده است و چیزی نگذشت که توسط ریشه‌ها و شاخه‌های گردو خراب شد و سنگ‌هایش به‌‌زمین افتاد.

ترجمهٔ لیلی گلستان

 

حالا  به سوالات  مطرح شده پاسخ بده.

 

1-    گردو وقتی از پاهای زاغ رها شد؛ به کجا افتاد؟

2-    برای گردوی داخل شکاف چه اتفاقی افتاد؟

3-    آیا اعتماد دیوار، به گردو، اعتمادی از روی عاقبت اندیشی بود؟

 

بازی جهت تقویت جزئی نگری

در این قسمت به شیوه های مختلف ذهن کودکان را معطوف به جزئیات یک موضوع میکنیم . در حقیقت در این طرح هر بار سر یک موضوع مانور داده میشود. مثلا موضوع این هفته شناخت حیوانات است .یک حیوان را مشخص میکنیم . در یک طرح ده قدمی، درهر قدم یک مشخصه از آن حیوان را تعریف میکنیم.


اگر گفتی من چه حیوانی هستم؟؟؟؟؟

1-    جزو حیوانات وحشی هستم.

2-    بدنم از مو پوشیده  شده است.

3-    اغلب درون غار زندگی میکنم.

4-    محل زندگیم جنگل هست.

5-    غذای مورد علاقه ام  ماهی ، مورچه وعسل است.

6-    گاهی برگ و میوه هم میخورم.

7-    بعضی از اقوامم درقطب زندگی میکنند.

8-    در سرمای زمستان به خواب زمستانی میروم.

9-    اول اسمم با حرف خ شروع میشود.

آفرین اسم من خ هست

             خرس

این بازی برای گروه سنی 5 تا ده سال قابل اجرا است. قاعدتا برای سنین پایینتر حیوانات و یا موضوعات ملموستر و عینی تر تعریف و مطرح میشود وبرای رده سنی هشت تا ده سال از ساده به دشوار پیش میرویم. طرح نرم افزاری نیز میتواند متنوع باشد. حتی شیوه امتیاز دهی  در این قسمت هم میتواند مد نظر قرار بگیرد.

 

پاسخگویی به سوالات ذهنی کودکان

در این قسمت میتوان در قالب داستان به سوالات ذهنی کودکان پاسخ داد. در هر گروه سنی یکسری پرسشهایی ذهن کودکان را معطوف به خود میکند. از سوالات در مورد خداوند گرفته تا سوالاتی که مربوط به مسائل تربیتی و جنسی میشود. به تناسب سنی بچه ها و در خور فهمشان میتوان  به شکل داستان و یا به شکل دانستنیها به آنها اطلاعات لازم را منتقل نمود.

 

برای نمونه

 

خدا چه رنگی است؟

گل مریم ،سفید است.

برگ درختان در بهار سبز است.

آسمان آبی است.

ماهی شب عید قرمز است.

این چیزها را که میبینیم ،میفهمیم هر کدام  رنگ خصوصی دارند.؛اما اگر چیزی را نبینیم، آیا می توانیم بگوییم چه رنگی دارد؟ اگر چیزی جسم نبودو با چشم سر دیده نمیشد، آیا میتوان گفت چه رنگی است؟ مثلا مهربانی چه رنگی است؟ عقل چه رنگی دارد؟ شادی چه رنگی است؟ هیچ کدام اینها با چشم سر قابل دیدن نیستند تا بگوییم چه رنگی دارند. خدا هم همینطور است. او را نمیتوان دید تا بگوییم چه رنگی دارد.

البته در قرآن از ما خواسته شده به رنگ خدا دربیاییم.            "به رنگ خدا در بیایید"   آیه 138 سوره بقره

منظور قرآن از رنگ خدا، رنگهایی مثل سبز، زرد، قرمز نیست.منظور قرآن از رنگ خدا،ایمان داشتن به او و کارهایی است که او ما را بدان سفارش کرده، تا زندگی فردی و اجتماعی بهتری داشته باشیم.

اگر به همکلاسی خود، وقتی نیاز به کمک دارد، کمک کنی، همرنگ خدا شدی.

اگر حسادتت را کنترل کنی،به رنگ خدا در خواهی آمد.

اگر بتوانی دروغ نگویی،رنگ خدا را گرفته ای.

و خلاصه اینکه هرچه با ایمان تر ، راستگوتر، پاک تر ومهربان تر شوی،رنگ تو خدایی تر شده است.

رنگ خدا یعنی دوستی با خدا و مهربانی با بندگان او،  این زیباترین رنگ دنیاست.

 

برگرفته از کتاب خداشناسی قرآنی کودکان



سخن آخر:

به عنوان متخصص در حوزه خانواده و کودک، تجربه کاری نشان داده، موضوعات دقت شنیداری،  و جزئی نگری، تاثیر بسزایی در امر یادگیری کودکان دارد .اگر این مهارتها کسب شود، بسیاری از مشکلات یادگیری کودکان کمتر خواهد شد و در حقیقت عملکرد آموزشی آنها بسیار افزایش خواهد یافت .از سوی دیگر منابع قابل دسترسی برای کودکان جهت پاسخگویی به سوالات ذهنیشان وجود ندارد. به عنوان مشاور،  تجربه کاری به من نشان داده چطور سوالات ذهنی کودکان نادیده گرفته میشود . لذا یکی از منابع بسیار معتبر وغنی میتوان سایت تبیان باشد، تا نیاز کودکان و نوجوانان مورد توجه وپاسخگویی قرار گیرد. منتهی این حوزه ، بسیار حساس است و نیاز به افراد متخصص و متعهد دارد. زیرا پاسخها اگر در خور فهم و توان ذهن کودکان نباشد ، بسیار آسیب زننده خواهد بود. لذا خود من شخصا از کتابهای معتبر و تجربه خویش در این راستا بهره خواهم برد.


مهدیه درویش /کارشناس ارشد مشاوره

خانه کودک مهر و ماه تهرانپارس

     

 



درباره وبلاگ


خانه کودک مهر و ماه تهرانپارس

(اردیبهشت شرق)


تهرانپارس - پایین تر از فلکه اول

خیابان حسینی(بهار سابق)

بعد از تقاطع صادقی - پلاک 130

09383234043 - 77704980

مدیر وبلاگ : خانه کودک مهر و ماه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :